: جویش

 
جویش
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
 

ای گل نشستن با خسان، پیوسته ات گر خوست...

 روزی بیاید کز تو نه رنگی به جا نه بوست

 


پيام هاي ديگران () | چهارشنبه ۱٦ آذر ،۱۳٩٠ - maryam veisi |لینک به نوشته


یه آدمو، یه دهن باز،

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن،
بعد چشمشون به یه گردو می افته،
دولا می شن تا گردو رو بردارن،
الماسه می افته تو شیب زمین،
قل می خوره و تو عمق چاهی فرو می ره.
... ... ... می دونی چی می مونه؟
یه آدمو، یه دهن باز، یه گردوی پوک و یه دنیا حسرت!


پيام هاي ديگران () | سه‌شنبه ۱٥ آذر ،۱۳٩٠ - maryam veisi |لینک به نوشته

Eternal Sunshine Of The Spotless Mind

Clementine: I'm not a concept, Joel. I'm just a fucked-up girl who's looking for my own peace of mind.  I'm not perfect.

Joel:I can't see anything that I don't like about you. Right now I can't.

 Clementine: But you will. But you will.
You know, you will think of things, and  I'll get bored with you and feel trapped... because that's what happens with me.

Joel:Okay

Clementine:Okay,
Okay

Last Dialog of the "Eternal Sunshine Of The Spotless Mind"movie.


پيام هاي ديگران () | یکشنبه ۱۳ آذر ،۱۳٩٠ - maryam veisi |لینک به نوشته



چراغی در افق

چراغی در افق

نخندید ها. اینو برای دل خودم گذاشتم اینجا.  چشمک


پيام هاي ديگران () | یکشنبه ۱٧ مهر ،۱۳٩٠ - maryam veisi |لینک به نوشته


"جدایی نادر از سیمین" فواد شمس

حجت آشنا ترین کاراکتر فیلم بود. فردی که به نمایندگی از طبقه اش می خواست حق اش را این بار بگیرد، اما دشمن و حق خود را اشتباه گرفته است.


پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ۱٤ مهر ،۱۳٩٠ - maryam veisi |لینک به نوشته

زنِ مردنما

از شادی:
زن که باشی درباره‌ات قضاوت می‌کنند؛
در باره‌ی لبخندت که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی!!
درباره‌ی روحت، جسمت،
درباره‌ی تو و زن بودنت، قضاوت می‌کنند!
تو نترس و زن بمان،
نترس از تهمت دیوانه‌های شهر،
که اگر بترسی
...رفته رفته
زنِ مردنما می‌شوی.


پيام هاي ديگران () | سه‌شنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٩ - maryam veisi |لینک به نوشته